به گزارش گلدپرایس، بررسی پیشبینیهای منتشرشده از سوی مؤسسات مالی بینالمللی نشان میدهد که با وجود تعدیل برخی برآوردها، همچنان سناریوهای صعودی برای قیمت جهانی طلا در سال ۲۰۲۷ مطرح هستند. بر اساس ارقام مورد بررسی، پیشبینی این مؤسسات از میانگین ۴۳۰۰ دلار تا سطوح ۶۳۰۰ دلار در هر اونس متغیر است.
مهمترین پیشبینیهای اعلامشده عبارتاند از:
- جیپی مورگان: ۶۳۰۰ دلار
- گلدمن ساکس: ۵۴۰۰ دلار
- ولز فارگو: ۵۴۰۰ تا ۵۶۰۰ دلار
- مورگان استنلی: بالاتر از ۵۰۰۰ دلار
- کامرزبانک آلمان: ۵۲۰۰ دلار
- بانک UBS سوئیس: ۵۲۰۰ دلار
- استاندارد چارترد: ۵۱۰۰ دلار
- سیتیبانک: ۵۰۰۰ دلار
- سوسیته ژنرال فرانسه: میانگین ۵۱۲۵ دلار
- بانک جهانی: میانگین ۴۳۰۰ دلار
این ارقام نشان میدهد که بخش قابل توجهی از مؤسسات مالی بزرگ، همچنان ظرفیت رشد قیمت طلا را در افق میانمدت و بلندمدت قابل توجه میدانند. با این حال، تفاوت میان اهداف قیمتی مؤسسات و تغییرات مکرر پیشبینیها یادآور این نکته است که این ارقام سناریوهای احتمالی بازار هستند، نه قیمتهای تضمینشده در آینده.
طلا در سال ۲۰۲۶؛ از فتح قله ۵۰۰۰ دلاری تا اصلاح قیمت
بازار جهانی طلا در سال ۲۰۲۶ یکی از دورههای پرنوسان خود را تجربه کرده است. این فلز گرانبها در آغاز سال میلادی با رشد چشمگیر قیمت، برای نخستین بار از مرز ۵۰۰۰ دلار در هر اونس عبور کرد و همین اتفاق باعث شد بسیاری از تحلیلگران اهداف قیمتی بالاتری، از جمله سطح ۶۰۰۰ دلار، را برای آن مطرح کنند.
خرید طلا از سوی بانکهای مرکزی، ورود سرمایه به صندوقهای قابل معامله مبتنی بر طلا (ETF) و افزایش تقاضا برای داراییهای امن در شرایط نااطمینانی اقتصادی و ژئوپلیتیک، از مهمترین عوامل حمایتکننده از این روند بودند.
با این حال، رشد قیمت پایدار نماند. افزایش بازده اوراق خزانهداری آمریکا، تقویت دلار و تغییر انتظارات بازار درباره مسیر نرخ بهره فدرالرزرو، فشار قابل توجهی بر طلا وارد کرد. در ماه مارس، قیمت این فلز حدود ۱۲ درصد کاهش یافت و خروج سرمایه از صندوقهای سرمایهگذاری طلا نیز به تشدید روند اصلاحی کمک کرد.
در ادامه سال، طلا بار دیگر توانست تا محدوده ۴۵۶۰ دلار صعود کند؛ اما در پایان سپتامبر و روزهای ابتدایی اکتبر، تحت تأثیر تقویت دلار آمریکا و افزایش بازده اوراق خزانه، دوباره به محدوده ۴۱۵۰ دلار عقب نشست. این نوسانات نشان میدهد که حتی در شرایطی که چشمانداز بلندمدت طلا صعودی ارزیابی میشود، تحولات کوتاهمدت سیاست پولی آمریکا میتوانند جهت بازار را بهسرعت تغییر دهند.
چرا مؤسسات مالی پیشبینیهای خود را تغییر میدهند؟
یکی از نکات مهم در بررسی چشمانداز طلا، تغییر مکرر اهداف قیمتی مؤسسات مالی در واکنش به تحولات اقتصادی است. برای مثال، جیپی مورگان در ژوئن ۲۰۲۶، دستیابی قیمت طلا به ۶۰۰۰ دلار تا پایان همان سال را مطرح کرده بود و هدف ۶۳۰۰ دلاری را نیز برای سال ۲۰۲۷ محتمل میدانست. با این حال، تغییر شرایط بازار و افزایش نگرانیها درباره تداوم نرخهای بهره بالا، موجب شد برآوردهای قیمتی برخی مؤسسات با احتیاط بیشتری همراه شوند.
در واقع، مسیر قیمت طلا به مجموعهای از عوامل وابسته است که مهمترین آنها عبارتاند از:
- سیاست پولی فدرالرزرو: افزایش نرخ بهره یا تداوم نرخهای بالا، معمولاً با افزایش هزینه فرصت نگهداری طلا همراه است؛ زیرا طلا برخلاف اوراق بهرهدار، درآمد دورهای ایجاد نمیکند.
- قدرت دلار آمریکا: تقویت دلار میتواند خرید طلا را برای دارندگان سایر ارزها گرانتر کند و به کاهش تقاضای جهانی بینجامد.
- خرید بانکهای مرکزی: ادامه روند تنوعبخشی ذخایر ارزی و افزایش سهم طلا در ذخایر رسمی میتواند از قیمت این فلز حمایت کند.
- ریسکهای ژئوپلیتیک و مالی: افزایش تنشهای بینالمللی، نگرانی درباره بدهی دولتها و تردید نسبت به قدرت خرید ارزهای رایج، میتواند تقاضا برای طلا بهعنوان دارایی امن را افزایش دهد.
بنابراین، حتی اگر چشمانداز بلندمدت طلا مثبت باشد، زمانبندی رشد قیمت و میزان بازدهی آن به تعامل این عوامل بستگی خواهد داشت.
آیا خرید طلا بهتر از نگهداری دلار است؟
برای سرمایهگذارانی که افق زمانی حدود یک سال دارند، مقایسه طلا و دلار به شرایط بازار ارز، روند اونس جهانی و میزان ریسکپذیری آنها وابسته است. با این حال، یکی از تفاوتهای مهم این دو دارایی، منبع احتمالی بازدهی آنهاست.
فردی که دلار نگهداری میکند، عمدتاً از افزایش نرخ دلار در بازار داخلی منتفع میشود؛ اما سرمایهگذاری در طلا میتواند از دو عامل اثر بپذیرد: تغییر نرخ دلار در بازار داخلی و تغییر قیمت جهانی طلا.
به بیان ساده، اگر هم نرخ دلار در داخل افزایش یابد و هم اونس جهانی رشد کند، طلا میتواند بازدهی بیشتری نسبت به نگهداری صرف دلار ایجاد کند. البته این رابطه همیشگی نیست و تضمینی برای عملکرد بهتر طلا وجود ندارد.
اگر قیمت جهانی طلا کاهش پیدا کند یا اونس وارد یک دوره اصلاحی شود، ممکن است بازدهی طلا از رشد دلار عقب بماند. همچنین هزینههای خریدوفروش، اختلاف قیمت بازار با ارزش ذاتی و نوع طلای انتخابشده نیز در بازدهی نهایی سرمایهگذار مؤثر هستند.
از سوی دیگر، پیشبینی قیمت اونس در سطح ۵۰۰۰ یا حتی ۶۳۰۰ دلار بهتنهایی برای تصمیمگیری کافی نیست؛ زیرا باید مشخص شود قیمت فعلی طلا چقدر با این اهداف فاصله دارد و نرخ ارز داخلی در دوره مورد نظر چه مسیری را طی خواهد کرد.
چشمانداز طلا تا پایان سال و در افق ۲۰۲۷
در مجموع، چشمانداز بازار طلا تحت تأثیر دو نیروی متفاوت قرار دارد. از یک سو، افزایش بازده اوراق آمریکا، قدرت گرفتن دلار و احتمال تداوم سیاستهای انقباضی فدرالرزرو میتوانند مانع رشد قیمت شوند. از سوی دیگر، خرید بانکهای مرکزی، نگرانی درباره بدهی دولتها، نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و احتمال افزایش تقاضای سرمایهگذاران برای داراییهای امن، همچنان از عوامل حمایتکننده طلا به شمار میروند.
به همین دلیل، پیشبینیهای صعودی مؤسسات مالی بزرگ را میتوان نشانهای از تداوم امیدواری به رشد بلندمدت طلا دانست؛ اما نباید آنها را مبنای قطعی تصمیمگیری قرار داد. سابقه تغییر اهداف قیمتی در طول سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که حتی معتبرترین مؤسسات مالی نیز ممکن است در مواجهه با تحولات تازه، برآوردهای خود را اصلاح کنند.
جمعبندی اینکه انتخاب میان دلار و طلا به افق سرمایهگذاری، میزان ریسکپذیری و انتظارات فرد از بازار ارز و اونس جهانی بستگی دارد. طلا به دلیل وابستگی همزمان به نرخ ارز داخلی و قیمت جهانی، ظرفیت بازدهی بیشتری در سناریوی صعودی هر دو متغیر دارد؛ اما همین ویژگی میتواند در صورت افت اونس، ریسک بیشتری نیز ایجاد کند. بنابراین، پیشبینیهای سال ۲۰۲۷ بهتر است بهعنوان سناریوهای احتمالی بازار در نظر گرفته شوند، نه توصیه قطعی برای خرید یا فروش.



