به گزارش گلدپرایس، طلا در سال‌های اخیر جایگاه خود را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی اقتصاد جهان تثبیت کرده است. افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی، تنش‌های ژئوپلیتیکی، نگرانی از تورم و تغییر ترکیب ذخایر بانک‌های مرکزی، تقاضا برای این فلز گران‌بها را افزایش داده است. این روند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه دارد؛ به‌گونه‌ای که بر اساس گزارش شورای جهانی طلا، مجموع تقاضای جهانی در نیمه نخست سال به ۲ هزار و ۵۲۲ تن رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲ درصد رشد داشته است. ارزش این تقاضا نیز به رکورد ۳۸۰ میلیارد دلار رسیده است.

در سمت عرضه نیز تولید معادن جهان در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود یک‌هزار و ۸۶۷ تن رسیده است. بر اساس داده‌های شورای جهانی طلا، تولید معدنی در سه‌ماهه دوم امسال ۹۶۵.۶ تن بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲ درصد افزایش نشان می‌دهد. با وجود رشد قیمت طلا، افزایش تولید معدنی همچنان محدود است؛ زیرا توسعه معادن جدید، تأمین تجهیزات، اکتشاف و احداث واحدهای فرآوری به سرمایه‌گذاری سنگین و زمان طولانی نیاز دارد. شورای جهانی طلا نیز در چشم‌انداز ژوئیه ۲۰۲۶ پیش‌بینی کرده است که تولید معادن در سال جاری افزایش محدودی داشته باشد و محدودیت‌های عملیاتی مانع واکنش سریع عرضه به رشد قیمت‌ها شود.

این شرایط برای کشورهای دارای ذخایر معدنی، از جمله ایران، فرصت مهمی ایجاد کرده است؛ فرصتی که البته بهره‌برداری از آن صرفاً با برخورداری از ذخایر زیرزمینی امکان‌پذیر نیست و به سیاست‌گذاری مناسب، تأمین مالی و توسعه فناوری وابسته است.

ذخایر ۸۰۰ تنی؛ ظرفیت بزرگی که هنوز فعال نشده است

بر اساس برآوردهای موجود از ذخایر معدنی ایران،مجموع ذخایر قطعی و احتمالی طلا در کشور حدود ۸۰۰ تن است که نزدیک به ۳۵۰ تن آن در طبقه ذخایر قطعی قرار می‌گیرد. برآورد تولید سالانه طلای معدنی کشور نیز در برخی گزارش‌های داخلی حدود ۱۲ تا ۱۴ تن اعلام شده است. این ارقام نشان می‌دهد ایران از ظرفیت مناسبی برای توسعه معدنکاری طلا برخوردار است، اما هنوز فاصله قابل‌توجهی میان ذخایر شناسایی‌شده و میزان تولید وجود دارد.

البته آمارهای داخلی و بین‌المللی درباره تولید طلای ایران یکسان نیستند. سازمان زمین‌شناسی آمریکا در گزارش مربوط به سال ۲۰۲۴، تولید طلای معدنی ایران را ۸.۷ تن برآورد کرده است. بر اساس همین گزارش، تولید معدن زرشوران در سال ۲۰۲۴ به یک‌هزار و ۴۳ کیلوگرم رسیده که در مقایسه با ۹۶۳ کیلوگرم سال قبل افزایش داشته است. همچنین پروژه طلای انجیرک در تفتان با ظرفیت تولید سالانه ۸۳۲ کیلوگرم در همین سال تکمیل شده است. بنابراین، برای ارزیابی عملکرد این بخش باید میان تولید واقعی، ظرفیت اسمی و برآوردهای داخلی تفکیک قائل شد.

در همین راستا، افزایش تولید و عرضه شمش طلا به ۲۵ تن در سال از اهداف پیش‌بینی‌شده در برنامه هفتم پیشرفت است. تحقق این هدف در حالی دنبال می‌شود که برآوردهای داخلی از تولید فعلی کشور حدود ۱۲ تا ۱۴ تن است افزایش تولید و عرضه شمش طلا به ۲۵ تن در سال از اهداف پیش‌بینی‌شده در برنامه هفتم پیشرفت است؛ تحقق این هدف در حالی دنبال می‌شود که برآوردهای داخلی از تولید فعلی کشور حدود ۱۲ تا ۱۴ تن است و برای رسیدن به سطح موردنظر باید ظرفیت استخراج و فرآوری به شکل قابل‌توجهی افزایش یابد.

از سوی دیگر، محمدمسعود سمیعی‌نژاد رئیس هیئت عامل ایمیدرو چندی پیش در گفتگویی با خبرنگار مهر از برنامه افزایش تولید سالانه شمش طلای کشور از ۱۲ به ۱۵ تن خبر داده و اعلام کرده بود که معادن طلا برای جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی به مزایده گذاشته خواهند شد.

این برنامه نشان می‌دهد توسعه مشارکت بخش خصوصی و افزایش ظرفیت تولید، به یکی از محورهای سیاست‌گذاری معدنی کشور تبدیل شده است؛ با این حال، فاصله میان هدف ۱۵ تنی و هدف ۲۵ تنی برنامه هفتم همچنان نیازمند برنامه‌ای جدی برای توسعه اکتشاف و بهره‌برداری است.

بروکراسی اداری؛ مانع تبدیل ذخایر به تولید

یکی از مهم‌ترین مشکلات توسعه معادن طلا، طولانی بودن فرایندهای اداری و فاصله زمانی میان شناسایی ذخیره، صدور گواهی کشف و دریافت پروانه بهره‌برداری است. سرمایه‌گذار ممکن است پس از صرف هزینه‌های قابل‌توجه برای مطالعات زمین‌شناسی، حفاری و شناسایی ذخیره، در مرحله ورود به بهره‌برداری با الزامات و محدودیت‌هایی مواجه شود که از ابتدا برای او روشن نبوده است.

محمدرضا بهرامن، رئیس خانه معدن ایران، با اشاره به همین چالش معتقد است گاهی سرمایه‌گذار مراحل اکتشاف را به‌طور کامل انجام می‌دهد، اما هنگام ورود به مرحله بهره‌برداری با موانعی مواجه می‌شود که ادامه فعالیت را دشوار می‌کند.

یکی از این موانع، الزام به فرآوری ماده معدنی در محل استخراج است؛ در حالی که به اعتقاد بهرامن، برخی مواد معدنی از ارزش اقتصادی کافی برای انتقال برخوردارند و می‌توان فرآوری آنها را در مناطق دیگری انجام داد. از نگاه او، محل فرآوری باید بر اساس مطالعات فنی و اقتصادی و با رعایت الزامات زیست‌محیطی تعیین شود، نه با اعمال یک قاعده یکسان برای تمام محدوده‌های معدنی.

این مسئله در معادن طلا اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا عیار ذخیره، ترکیب کانی‌شناسی، روش استحصال و هزینه‌های انتقال ماده معدنی در تعیین محل مناسب فرآوری نقش دارند. در برخی پروژه‌ها احداث واحد فرآوری در محل معدن توجیه اقتصادی دارد، اما در موارد دیگر استفاده از واحدهای مجهزتر در مناطق صنعتی می‌تواند هزینه سرمایه‌گذاری را کاهش دهد.

بهرامن همچنین طولانی شدن فرایند صدور مجوز پس از پایان مطالعات اکتشافی را عاملی برای افزایش برداشت‌های غیرمجاز از ذخایر و ایجاد نگرانی در میان سرمایه‌گذاران طولانی شدن فرایند صدور مجوز پس از پایان مطالعات اکتشافی عاملی برای افزایش برداشت‌های غیرمجاز از ذخایر و ایجاد نگرانی در میان سرمایه‌گذاران استمی‌داند. به گفته او، زمانی که ذخیره معدنی شناسایی شده و اطلاعات لازم در اختیار دستگاه‌های مسئول قرار گرفته است، تأخیر در تصمیم‌گیری می‌تواند زمینه از دست رفتن فرصت‌های اقتصادی را فراهم کند.

از سوی دیگر، نبود شفافیت درباره سطح فرآوری مورد انتظار نیز می‌تواند اجرای پروژه‌های بزرگ را متوقف کند. بهرامن با اشاره به تجربه همکاری‌های معدنی و مشارکت در پروژه‌های خارجی، بر ضرورت تعیین دقیق تعهدات سرمایه‌گذاران تأکید کرده است؛ چراکه مشخص نبودن اینکه محصول نهایی باید شمش باشد یا فرآوری در مراحل دیگری کفایت می‌کند، می‌تواند به بلاتکلیفی و توقف سرمایه‌گذاری منجر شود.

ذخایر کم‌عیار؛ فرصتی که افزایش قیمت طلا ایجاد کرده اس

یکی دیگر از ظرفیت‌های قابل‌توجه ایران، امکان بهره‌برداری اقتصادی از ذخایر کم‌عیار است. بهرامن با اشاره به تغییر شرایط اقتصادی استخراج طلا در سال‌های اخیر توضیح داده است که برخی ذخایر با عیار حدود ۰.۲۵ گرم در تن که در گذشته ممکن بود توجیه اقتصادی نداشته باشند، با افزایش قیمت جهانی طلا و توسعه فناوری‌های استحصال می‌توانند مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گیرند.

افزایش قیمت طلا از یک‌سو درآمد حاصل از فروش محصول را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر، محدوده ذخایری را که امکان استخراج اقتصادی دارند گسترش می‌دهد. البته اقتصادی شدن این ذخایر تنها به قیمت جهانی وابسته نیست و عواملی مانند حجم ذخیره، هزینه استخراج، مصرف انرژی و آب، فناوری فرآوری و میزان بازیابی فلز نیز در آن تأثیرگذارند.

از این منظر، بازنگری در مطالعات ذخایر قدیمی و استفاده از فناوری‌های جدید می‌تواند یکی از مسیرهای افزایش تولید باشد. همچنین توسعه اکتشافات عمیق، استفاده از روش‌های ژئوفیزیکی و نوسازی تجهیزات حفاری، امکان شناسایی ذخایر جدید را افزایش می‌دهد.

تأمین مالی؛ حلقه مفقوده توسعه معادن

از سویی دیگر توسعه معادن طلا به دلیل هزینه بالای اکتشاف، طولانی بودن دوره بازگشت سرمایه و نیاز به تجهیزات تخصصی، به منابع مالی پایدار نیاز دارد. دشواری تأمین مالی پروژه‌های بزرگ، محدودیت دسترسی به منابع بانکی و ریسک‌های ناشی از تحریم‌ها، از جمله موانعی است که می‌تواند اجرای طرح‌های معدنی را با تأخیر مواجه کند.

در این شرایط، بازار سرمایه می‌تواند نقش مؤثرتری در تأمین مالی پروژه‌های معدنی ایفا کند. استفاده از صندوق‌های پروژه، انتشار اوراق تأمین مالی، تشکیل شرکت‌های سهامی پروژه و بهره‌گیری از ظرفیت صندوق توسعه ملی، از جمله ابزارهایی است که می‌تواند منابع موردنیاز برای توسعه معادن و احداث واحدهای فرآوری را تأمین کند.

در کنار این موضوع، جذب سرمایه‌گذار خارجی و توسعه همکاری‌های بین‌المللی نیز می‌تواند به انتقال فناوری، تأمین تجهیزات و افزایش توان فنی شرکت‌های ایرانی کمک کند. بهرامن معتقد است ایران می‌تواند از ظرفیت شرکت‌های داخلی برای حضور در پروژه‌های معدنی کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهای آفریقایی، استفاده کند و از طریق تشکیل کنسرسیوم‌های مشترک، در پروژه‌های بزرگ‌تر مشارکت داشته باشد.

در این الگو، علاوه بر حضور در مرحله استخراج، امکان انتقال بخشی از مواد معدنی به ایران و انجام فرآوری در داخل کشور نیز وجود دارد؛ ظرفیتی که در صورت فراهم بودن امنیت سرمایه‌گذاری و تعیین چارچوب روشن همکاری‌ها می‌تواند به افزایش فعالیت‌های معدنی و درآمد ارزی منجر شود.

توسعه زنجیره ارزش؛ فراتر از استخراج و تولید شمش

افزایش تولید معدنی به‌تنهایی نمی‌تواند تمام ظرفیت اقتصادی صنعت طلا را فعال کند. توسعه صنایع پایین‌دستی، تولید مصنوعات و زیورآلات و افزایش صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر نیز باید در دستور کار قرار گیرد.

سهراب حسینی، دبیر کمیته طلای خانه معدن ایران، با تأکید بر اهمیت طلا در اقتصاد کشور معتقد است این فلز در شرایط بحران و جنگ می‌تواند به‌عنوان یک پشتوانه اقتصادی عمل کند و در تنوع‌بخشی به اقتصاد غیرنفتی نقش داشته باشد. از نگاه او، برخورداری از ذخایر طلا زمانی ارزش اقتصادی واقعی ایجاد می‌کند که امکان جذب سرمایه، توسعه فعالیت‌های معدنی و تبدیل ذخایر زیرزمینی به تولید فراهم شودبرخورداری از ذخایر طلا زمانی ارزش اقتصادی واقعی ایجاد می‌کند که امکان جذب سرمایه، توسعه فعالیت‌های معدنی و تبدیل ذخایر زیرزمینی به تولید فراهم شود.

حسینی همچنین توسعه صادرات محصولات فرآوری‌شده، از جمله مصنوعات و زیورآلات را عاملی برای ورود ارز و تقویت فعالیت‌های اقتصادی این بخش می‌داند. در واقع، تکمیل زنجیره ارزش طلا باید از مرحله اکتشاف و استخراج تا فرآوری، تولید محصول نهایی و صادرات را در بر بگیرد تا بخش بیشتری از ارزش اقتصادی این فلز در داخل کشور ایجاد شود.

هدف ۲۵ تنی در برابر موانع ساختاری

با وجود برنامه‌های اعلام‌شده برای افزایش تولید، هشدارهای فعالان معدنی درباره موانع توسعه این بخش همچنان ادامه دارد. حسینی تأکید کرده است که دستیابی به هدف تولید ۲۵ تن طلا در برنامه هفتم، بدون رفع موانع اکتشاف امکان‌پذیر نیست. او بروکراسی اداری، تداخل وظایف دستگاه‌ها، دشواری تأمین مالی، تجهیزات قدیمی و کمبود فناوری‌های مدرن را از مهم‌ترین چالش‌های توسعه معادن طلا عنوان کرده است.

این هشدار نشان می‌دهد مسئله صنعت طلای ایران صرفاً افزایش ظرفیت اسمی معادن یا شناسایی ذخایر جدید نیست؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که ذخایر شناسایی‌شده در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با رعایت ملاحظات زیست‌محیطی به مرحله بهره‌برداری برسند.

به این ترتیب، باید تاکید کرد که چالش اصلی معدنکاری طلای ایران کمبود ذخایر نیست، بلکه دشواری تبدیل این ذخایر به تولید اقتصادی و پایدار است. اگر موانع سرمایه‌گذاری و اکتشاف برطرف نشود، حتی افزایش قیمت جهانی طلا نیز به‌تنهایی نمی‌تواند تولید داخلی را به سطح مورد انتظار برساند و هدف ۲۵ تنی برنامه هفتم همچنان با فاصله از ظرفیت واقعی کشور باقی خواهد ماند.