به گزارش گلدپرایس، با این حال، رشد قیمت مس تنها نتیجه سفتهبازی یا موج کوتاهمدت تقاضا نیست. در پشت این روند، مجموعهای از تحولات ساختاری در اقتصاد جهانی قرار دارد؛ از توسعه شبکههای برق و خودروهای برقی گرفته تا رشد مراکز داده و سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی.
همزمان، سمت عرضه با مشکلات جدی روبهرو است و رشد تولید معادن نتوانسته با افزایش ظرفیت ذوب و رشد تقاضا همگام شود. همین تضاد میان عرضه محدود و تقاضای رو به رشد، مهمترین پرسش بازار را شکل داده است: آیا مس در آستانه ورود به یک دوره بلندمدت قیمتهای بالا قرار گرفته است؟
قیمت مس در محدودههای تاریخی
مس در معاملات اخیر در محدوده ۱۴ هزار و ۶۰۰ دلار به ازای هر تن قرار گرفته است. این سطح قیمتی حاصل ترکیب چند عامل همزمان است؛ کاهش موجودیها، نگرانی درباره تولید معادن، رشد تقاضای چین و افزایش مصرف مس در زیرساختهای برق و فناوری.
در کوتاهمدت، بازگشت خریداران چینی پس از تعطیلات ملی یکی از محرکهای بازار محسوب میشود. معاملهگران انتظار دارند بخشی از تقاضای به تعویق افتاده چین وارد بازار شود و همین مسئله میتواند فشار بیشتری بر موجودیهای فیزیکی وارد کند. اما در کنار تقاضا، اتفاقات سمت عرضه نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است.
اعتصاب کارگران معدن Centinela در شیلی و نگرانی درباره احتمال اعتصاب در معدن Escondida، بزرگترین معدن مس جهان، از جمله مهمترین تحولات اخیر بازار بودهاند. تولید مس شیلی نیز در ماه اوت نسبت به سال قبل کاهش قابل توجهی داشته است.
این اتفاقات در شرایطی رخ میدهد که بازار مس از پیش با مشکل کمبود کنسانتره مواجه بوده است. بنابراین هرگونه اختلال جدید در تولید معادن میتواند تأثیر قابل توجهی بر قیمت جهانی داشته باشد.
چین؛ موتور تقاضا و همزمان یکی از نقاط آسیبپذیر بازار
چین همچنان مهمترین بازیگر بازار جهانی مس است و وضعیت اقتصاد این کشور میتواند مسیر قیمت را در ماههای آینده تعیین کند.
در یک سوی معادله، بازگشت فعالیت اقتصادی و موجودیسازی کارخانهها میتواند تقاضای مس را افزایش دهد. اما در سوی دیگر، ضعف بخش مسکن و ساختوساز چین همچنان یک ریسک جدی برای مصرف سنتی مس محسوب میشود.
با این حال، اتفاق مهمتر در چین به سمت عرضه مربوط میشود. بر اساس برآوردهای منتشرشده، رشد تولید مس تصفیهشده چین در سال ۲۰۲۶ تنها حدود ۳ تا ۳.۴ درصد خواهد بود؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰.۴ درصد بود.
افت شدید نرخ رشد تولید مس تصفیهشده در بزرگترین تولیدکننده جهان، نشانهای مهم از تغییر شرایط بازار است. علت اصلی این تحول، کمبود کنسانتره مس و محدودیت دسترسی به مواد اولیه است. ظرفیت ذوب در سالهای گذشته با سرعت بالایی توسعه یافته، اما تولید معادن نتوانسته همگام با آن رشد کند. نتیجه این وضعیت، فشار بر حاشیه سود کارخانههای ذوب و کاهش یا توقف موقت فعالیت برخی واحدهاست.
موجودی انبارها؛ سیگنالی که بازار را نگران کرده است
یکی از مهمترین نشانههای وضعیت فیزیکی بازار، کاهش شدید موجودی مس در انبارهای چین است. موجودی مس در انبارهای بورس آتی شانگهای در ابتدای اکتبر به حدود ۳۸ هزار و ۷۰۰ تن رسید؛ سطحی که تقریباً ۷۹ درصد پایینتر از چهار ماه قبل بود و به کمترین میزان از ژانویه ۲۰۲۴ رسید.
کاهش موجودی در شرایطی که بازار انتظار افزایش تقاضا از سوی چین را دارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. در عین حال، بخشی از مس موجود در جهان به سمت آمریکا منتقل شده است؛ جایی که فعالان بازار به دلیل احتمال اعمال تعرفه بر واردات مس تصفیهشده، اقدام به ذخیرهسازی کردهاند.
این اتفاق باعث ایجاد عدم تعادل جغرافیایی در بازار شده است. به عبارت دیگر، ممکن است مس در سطح جهانی کاملاً نایاب نشده باشد، اما در برخی مناطق دسترسی به فلز فیزیکی دشوارتر شود. همین وضعیت در ساختار قیمت بازار لندن نیز منعکس شده و افزایش backwardation در قراردادهای کوتاهمدت نشانهای از نگرانی درباره عرضه فوری مس است.
تعرفه آمریکا و جابهجایی جریان تجارت جهانی
سیاست تجاری آمریکا نیز در سال ۲۰۲۶ به یکی از عوامل مهم بازار مس تبدیل شده است. احتمال اعمال تعرفه بر مس تصفیهشده وارداتی موجب شده واردکنندگان آمریکایی بخشی از نیاز آینده خود را زودتر تأمین کنند. این موضوع به افزایش ورود مس به آمریکا و کاهش موجودی در سایر مراکز معاملاتی منجر شده است.
اثر این سیاست در کوتاهمدت میتواند کاملاً صعودی باشد؛ زیرا آمریکا فلز بیشتری جذب میکند و موجودی بازارهای دیگر کاهش مییابد. اما در بلندمدت، تصویر پیچیدهتر است. اگر تعرفهها موجب کاهش مصرف یا تغییر ساختار زنجیره تأمین شوند، بخشی از اثر صعودی اولیه میتواند معکوس شود. بنابراین تعرفههای آمریکا را باید همزمان به عنوان یک محرک کوتاهمدت قیمت و یک ریسک بلندمدت برای ساختار بازار در نظر گرفت.
هوش مصنوعی؛ موتور جدید تقاضای مس
شاید مهمترین تغییر ساختاری بازار مس در سالهای اخیر، ورود یک موتور تقاضای جدید باشد: هوش مصنوعی. رشد سریع مدلهای هوش مصنوعی باعث توسعه گسترده مراکز داده در آمریکا، اروپا و آسیا شده است. این مراکز داده مصرف برق بسیار بالایی دارند و توسعه آنها به سرمایهگذاری گسترده در نیروگاهها، شبکههای انتقال، ترانسفورماتورها و کابلهای برق نیاز دارد. در تمام این زنجیره، مس نقش کلیدی دارد.
به همین دلیل، تقاضای ناشی از هوش مصنوعی صرفاً به تجهیزات الکترونیکی محدود نمیشود؛ بلکه اثر آن به کل زیرساخت برق سرایت میکند.
Goldman Sachs برآورد کرده است که شبکه برق و زیرساختهای انرژی میتوانند بیش از ۶۰ درصد رشد تقاضای مس تا سال ۲۰۳۰ را به خود اختصاص دهند. این تحول اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد وابستگی بازار مس به بخشهایی مانند ساختمانسازی و تولید صنعتی سنتی در حال کاهش است و بخشهای جدیدی مانند فناوری، مراکز داده و شبکه برق به موتورهای اصلی تقاضا تبدیل میشوند.
گذار انرژی؛ عامل دیگری برای افزایش تقاضا
رشد خودروهای برقی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و سرمایهگذاری در شبکههای برق نیز به تقویت تقاضای مس کمک میکنند. مس یکی از مهمترین فلزات مورد استفاده در زیرساختهای انتقال و توزیع برق است و افزایش ظرفیت تولید برق بدون توسعه شبکههای انتقال و توزیع امکانپذیر نیست.
در خودروهای برقی نیز مصرف مس بیشتر از خودروهای احتراق داخلی است. توسعه ایستگاههای شارژ نیز نیاز به کابل، ترانسفورماتور و تجهیزات انتقال برق را افزایش میدهد. به همین دلیل، حتی اگر رشد اقتصادی سنتی جهان کاهش پیدا کند، بخشهایی از تقاضای جدید مس میتوانند همچنان به رشد خود ادامه دهند. این ویژگی، بازار مس را در مقایسه با دورههای گذشته متفاوت کرده است.
اما آیا قیمت ۱۵ هزار دلار پایدار است؟
در حالی که برخی مؤسسات بزرگ نسبت به آینده مس خوشبین هستند، نباید از ریسک اصلاح قیمت غافل شد. مس همچنان یک فلز صنعتی و چرخهای است. اگر اقتصاد چین یا اقتصاد جهانی وارد رکود شود، تقاضای صنایع، ساختوساز و تولید کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، قیمتهای بالا خود میتوانند انگیزه تولیدکنندگان برای افزایش عرضه، توسعه معادن جدید و افزایش بازیافت را بیشتر کنند.
J.P. Morgan در یکی از سناریوهای خود در صورت تشدید ریسکهای اقتصاد کلان، قیمتهایی در محدوده ۱۱ هزار و ۱۰۰ تا ۱۱ هزار و ۲۰۰ دلار را نیز محتمل دانسته است. بنابراین، فاصله میان سناریوی صعودی و نزولی بازار قابل توجه است.
این موضوع نشان میدهد که قیمتهای فعلی هرچند از پشتوانه بنیادی برخوردارند، اما به همان اندازه بازار را در برابر اصلاحهای شدید آسیبپذیر کردهاند.
مؤسسات بزرگ چه میگویند؟
پیشبینی مؤسسات مالی درباره آینده مس یکدست نیست، اما اغلب آنها بر یک نکته توافق دارند: بازار در سالهای آینده با محدودیت عرضه مواجه خواهد بود. J.P. Morgan قیمت حدود ۱۴ هزار و ۸۰۰ دلار در هر تن را برای پایان سال ۲۰۲۶ مطرح کرده است؛ سطحی که بازار اکنون به آن نزدیک شده است. CRU نیز میانگین قیمت حدود ۱۴ هزار و ۵۰۰ دلار را برای سهماهه چهارم سال جاری پیشبینی کرده است.
ING محتاطانهتر است و میانگین قیمت ۱۳ هزار و ۷۰۰ دلار را برای سهماهه چهارم ۲۰۲۶ و حدود ۱۳ هزار و ۵۵۰ دلار را برای سال ۲۰۲۷ پیشبینی میکند. Goldman Sachs نیز نسبت به پایداری قیمتهای بسیار بالا در کوتاهمدت محتاطتر است، اما در بلندمدت چشمانداز بازار را بسیار مثبت میبیند و افزایش قابل توجه تقاضای مس از سوی شبکه برق و فناوری را مورد تأکید قرار میدهد.
بانک جهانی نیز انتظار دارد قیمت مس در سال ۲۰۲۶ در سطوح بالایی قرار گیرد، اما در سال ۲۰۲۷ با افزایش عرضه، بخشی از این رشد تعدیل شود.
بنابراین، تفاوت اصلی تحلیلگران در اصل داستان نیست؛ بلکه در سرعت افزایش عرضه و میزان رشد تقاضا است.
سه سناریو برای آینده مس
برآیند دادههای بازار را میتوان در قالب سه سناریو ترسیم کرد.
در سناریوی صعودی، بازگشت تقاضای چین، کاهش بیشتر موجودیها، ادامه اختلال در معادن شیلی و رشد مصرف ناشی از شبکههای برق و مراکز داده همزمان رخ میدهند. در چنین شرایطی عبور مس از ۱۵ هزار دلار و تثبیت بالاتر از این سطح دور از دسترس نیست.
در سناریوی میانه، بخشی از مشکلات عرضه برطرف میشود اما کمبود کنسانتره همچنان ادامه پیدا میکند. رشد اقتصادی چین نیز در سطح متوسط باقی میماند و تقاضای ناشی از فناوری و برق از بازار حمایت میکند. در چنین شرایطی، محدوده ۱۳ تا ۱۵ هزار دلار میتواند به محدوده تعادلی جدید بازار تبدیل شود.
در سناریوی نزولی، رکود اقتصاد جهانی یا کاهش شدید رشد چین همزمان با افزایش تولید معادن رخ میدهد. در این وضعیت، تقاضای صنعتی کاهش پیدا کرده و فشار فروش افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، اصلاح قیمت به محدوده ۱۱ تا ۱۲ هزار دلار میتواند محتمل شود.
مس؛ فلز استراتژیک اقتصاد جدید
با وجود تمام ریسکهای کوتاهمدت، داستان بلندمدت مس شاید مهمتر از نوسانات چند ماه آینده باشد. اقتصاد جهانی در حال حرکت به سمت برقمحور شدن است. خودروها، مراکز داده، شبکههای برق، انرژیهای تجدیدپذیر، سیستمهای ذخیره انرژی و بسیاری از صنایع جدید بیش از گذشته به برق و در نتیجه به مس نیاز دارند.
از سوی دیگر، توسعه یک معدن جدید مس معمولاً به سالها زمان و سرمایهگذاری سنگین نیاز دارد. بنابراین واکنش عرضه به افزایش قیمت، سریع نیست. همین مسئله یکی از دلایلی است که برخی تحلیلگران از احتمال ورود بازار مس به یک دوره ساختاری از قیمتهای بالاتر سخن میگویند.
در واقع مسئله اصلی بازار دیگر فقط میزان ذخایر مس در جهان نیست؛ بلکه سرعتی است که با آن میتوان این ذخایر را به تولید واقعی تبدیل کرد.



